چین که تا چند دهه پیش تنها بهعنوان کشوری پیرو فناوریهای غرب شناخته میشد، امروز در جایگاهی ایستاده که بسیاری آن را ابرقدرت بیرقیب تکنولوژی میدانند. این کشور حالا در حوزههای حیاتی مانند پهپادها، یادگیری ماشینی، باتریهای الکتریکی، انرژی هستهای، فتوولتائیکها، حسگرهای کوانتومی و استخراج مواد معدنی کمیاب پیشتاز است.
مطالعات معتبر نشان میدهد چین در ۳۷ مورد از ۴۴ فناوری کلیدی جهان مقام اول را در اختیار دارد و حجم مقالات پژوهشی تأثیرگذار آن تا ۹ برابر بیشتر از ایالات متحده است. این موقعیت نه نتیجه اتفاق، بلکه حاصل دههها سرمایهگذاری کلان، برنامهریزی دقیق و سیاستهای هدفمند بوده است.
ضربالمثلی در چین میگوید: «بهترین زمان کاشت درخت ۲۰ سال پیش بود و بهترین زمان بعدی همین امروز است.» این نگاه عملگرا روحیهای است که چین را به جایگاه فعلی رسانده. در ابتدای مسیر، توسعه فناوری چین بیبرنامه بود و حتی مقامات حزب کمونیست گاه از نتایج تصمیمات خود شگفتزده میشدند؛ مانند زمانی که بخشی از جوانان تحصیلکرده انقلاب فرهنگی که به روستاها فرستاده شده بودند، پس از بازگشت و ناکامی در یافتن شغل دولتی، به کارآفرینانی موفق تبدیل شدند. این روند ناخواسته بعدها به فرهنگ اقتصادی چین شکل داد.
در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، چین الگوی خاصی را در پیش گرفت: ایجاد محیط رقابتی همراه با آزادی عمل شرکتها در چارچوب یک راهبرد کلان دولتی. این الگو که ابتدا پراکنده و بینظم به نظر میرسید، با گذر زمان تبدیل به مدلی موفق شد که شالوده رشد شرکتهای بزرگی چون هواوی و علیبابا را فراهم کرد.
نقطه عطف دیگر، ابتکار «جاده ابریشم دیجیتال» بود که از ۲۰۱۵ بهعنوان بخشی از برنامه «یک کمربند، یک جاده» آغاز شد. دولت با تأمین سرمایههای کلان، به شرکتهای فناوری چینی امکان داد حضور خود را در بازار کشورهای آسیایی، آفریقایی و سایر نقاط جنوب جهانی گسترش دهند. این طرح باعث شد چین همزمان با گسترش صادرات فناوری، نفوذ خود را در استانداردهای جهانی هم افزایش دهد و سهم عمدهای از بازار شبکههای ۵G، ناوبری ماهوارهای، دادهکاوی و هوش مصنوعی را تصاحب کند.
چین در ثبت اختراعات نیز رکورددار است. تنها در سال ۲۰۲۱ تعداد پتنتهای ثبتشده این کشور از هر کشور دیگری بیشتر بود. بخشی از این برتری به جذب گسترده نخبگان و پژوهشگران بینالمللی بازمیگردد؛ افرادی که تحصیلات خود را در غرب گذرانده و سپس جذب نهادهای علمی چین شدهاند.
این دستاوردها بهطور طبیعی موجی از نگرانی در کشورهای غربی ایجاد کرده است. اتحادیه اروپا و قدرتهای اروپایی در پاسخ، سیاستهایی برای کاهش وابستگی و حفاظت از منافع فناورانه خود تدوین کردهاند. راهبرد «کاهش ریسک» اتحادیه اروپا که در سال ۲۰۲۳ معرفی شد، بر کاهش آسیبپذیری در روابط فناورانه با چین تمرکز دارد. ابزارهایی مانند قانون تراشهها و قانون مواد خام حیاتی، و همچنین مقررات نظارت بر سرمایهگذاری خارجی و مقابله با فشار اقتصادی، بخشی از تدابیر جدید اروپا هستند.
برخی کشورهای اروپایی همچون آلمان و هلند هم بهطور مستقل اقداماتی برای ارزیابی ریسک و محدودکردن همکاریهای فناورانه انجام دادهاند و بسیاری از دولتها از مشارکت گسترده در پروژههای چین فاصله گرفتهاند.
امروز رقابت فناورانه فراتر از یک چالش اقتصادی به میدان ژئوپولیتیک بدل شده است. چین با برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری عظیم، خود را از پیرو تکنولوژی به بازیگری که قواعد را میسازد، تبدیل کرده است. غرب، از آمریکا گرفته تا اروپا، تلاش دارد با تقویت همکاریهای داخلی و سیاستهای حمایتی، در برابر این موج پرقدرت بایستد.
این رقابت احتمالا در سالهای آینده شدت خواهد گرفت و نظم جدیدی را در اقتصاد و امنیت جهانی رقم خواهد زد. برای کشورهای در حال توسعه، این تحولات هم تهدید و هم فرصتی بیسابقه است؛ به شرطی که با درک درست از قواعد جهانی و انتخاب مسیر هوشمندانه، جایگاهی شایسته برای خود تعریف کنند.
—————————————
منابع:
[1] https://www.aljazeera.com/economy/2023/3/3/china-beating-west-in-race-for-critical-technologies-report-says
[2] https://techtracker.aspi.org.au/list-of-technologies/
[3] https://www.aspi.org.au/report/critical-technology-tracker
[4] https://www.polytechnique-insights.com/en/braincamps/economy/the-technology-war-between-china-and-the-usa/china-and-the-race-for-technological-supremacy/
[5] https://www.csri.global/launch-report/1-chinas-growing-technological-dominance-what-does-china-want
[6] https://www.visualcapitalist.com/cp/countries-new-patents/
[7] https://www.realinstitutoelcano.org/en/monographs/from-a-china-strategy-to-no-strategy-at-all-exploring-the-diversity-of-european-approaches/