09031237637

02188240641

خانه/چین شناسی/روایت بیداری علمی چین
چین شناسی

روایت بیداری علمی چین

روایت بیداری علمی چین
30 تیر 1403 38 بازدید
شمیم

چین در یک‌ونیم قرن گذشته مسیری را پیموده که از کشوری فقیر و بحران‌زده به یکی از پیشروترین قدرت‌های علمی و فناورانه جهان بدل شده است. اگرچه قرن‌ها سنت‌های فلسفی و درک خاص رابطه انسان و طبیعت باعث شده بود علوم تجربی در این سرزمین کمتر گسترش یابد، اما شکست‌های نظامی و فشار قدرت‌های خارجی از نیمه قرن نوزدهم آغازگر تحولی عمیق بود.

از نخستین شکست‌ها در جنگ تریاک و قیام‌های خونین داخلی مانند شورش تایپینگ، تا فروپاشی تدریجی سلسله چینگ، کشور دستخوش تلاطم‌های شدید شد. در همین دوران نخستین آثار علمی غربی از طریق مبلغان مسیحی و مترجمان بومی وارد چین شد. کتاب‌هایی مانند «آشنایی با فلسفه طبیعی» و تصاویر ابزارهای علمی جدید برای چینی‌ها حکم پنجره‌ای تازه به جهان مدرن را داشتند. این جریان فکری در اواخر قرن نوزدهم با اعزام هزاران دانشجو به ژاپن و اروپا قوت گرفت؛ نسلی که با بازگشت به وطن، بنیان نهادهای علمی را بنا گذاشتند و بر لزوم «نجات چین با علم» تأکید کردند.

در آغاز قرن بیستم، تأسیس جامعه علمی چین در دانشگاه کرنل و بازگشت فارغ‌التحصیلان آن، موجی از تلاش‌ها را برای گسترش علوم پایه و کاربردی در کشور برانگیخت. زمین‌شناسان، زیست‌شناسان و فیزیکدانان چینی تحصیل‌کرده در غرب پژوهش‌های گسترده‌ای را آغاز کردند و همزمان مفاهیم نوین علمی، مانند نظریه نسبیت اینشتین، به جامعه دانشگاهی چین معرفی شد.

تجربه تلخ جنگ جهانی اول و بی‌توجهی قدرت‌های پیروز به منافع چین، اعتراضات گسترده جنبش چهارم مه را رقم زد. این رویداد به ظهور نسلی از روشنفکران و گسترش ایده‌های نوگرایانه منجر شد. در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی، اگرچه کشور با اشغال ژاپن روبه‌رو بود، اما دانشمندان در شرایط سخت به فعالیت‌های تحقیقاتی ادامه دادند. جوزف نیدهام، زیست‌شناس بریتانیایی، در همان دوران مشاهدات ارزشمندی را درباره مقاومت جامعه علمی چین به ثبت رساند.

پس از تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹، حزب کمونیست این میراث علمی را به‌عنوان بخشی از برنامه‌های توسعه ملی پذیرفت. همکاری‌های گسترده با شوروی و تأسیس آکادمی علوم چین، پژوهش‌های کاربردی در کشاورزی، انرژی و صنایع دفاعی را شتاب داد. اما در دهه‌های بعد، فضای سیاسی پرتنش و انقلاب فرهنگی ضربه‌های سنگینی به دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی وارد کرد. بسیاری از پژوهشگران به حاشیه رانده شدند و پروژه‌های بزرگ به‌دلایل ایدئولوژیک تعطیل شد.

بااین‌حال برخی برنامه‌های راهبردی مانند پروژه «دو بمب و یک ماهواره» – شامل آزمایش بمب اتمی، بمب هیدروژنی و پرتاب نخستین ماهواره چین – با مصونیت نسبی از این تلاطم‌ها پیش رفتند و جایگاه علمی و فناوری کشور را تثبیت کردند.

مرگ مائو در ۱۹۷۶ و روی کار آمدن دنگ ژیائوپینگ سرآغاز بازسازی علمی کشور شد. سیاست «چهار اصل نوسازی» علم و فناوری را در کنار کشاورزی، صنعت و دفاع به‌عنوان ستون‌های توسعه چین معرفی کرد. بازگشایی دانشگاه‌ها، احیای آکادمی علوم و اعزام گسترده نسل دوم دانشجویان به غرب زمینه‌ساز جهشی تازه شد. طی ۴ دهه اخیر، بیش از پنج میلیون دانشجو و پژوهشگر چینی در خارج از کشور آموزش دیدند و بسیاری از آن‌ها به کشور بازگشتند.

زیرساخت‌های علمی متمرکز دوران مائو، حالا امکان سرمایه‌گذاری‌های گسترده و هدفمند دولت را فراهم کرد. برنامه‌های کلانی مانند توسعه صنعت رباتیک، پیشرفت علم مواد و حمایت از نوآوری‌های زیست‌فناوری، مسیر چین را به سمت جایگاه ابرقدرت علمی هموار کردند.

امروز، علم و فناوری بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ملی چین است. از پوسترهای تبلیغاتی گرفته تا پژوهشگاه‌های پرزرق‌وبرق، همه گواه تعهد یک ملت به دانش و پیشرفت‌اند. اما شاید مهم‌ترین درس تجربه چین همین باشد: پیشرفت علمی، نه‌تنها نیازمند عزم ملی بلکه وابسته به تعامل سازنده با جامعه جهانی است؛ عاملی که نقشی کلیدی در پیمایش آخرین مرزهای علم و فناوری توسط این ملت داشته است.

با استفاده از روش های زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

زمینه‌های نمایش داده شده را انتخاب نمایید. بقیه مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • دسترسی
  • توضیح
  • قيمت
  • افزودن به سبد خرید
برای مخفی‌کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک نمایید
مقایسه محصولات